هستی مـــــــــن...ღ
دست نوشته هایم بی تو ...

تهران ، استانبول ، پاریس ، …

فرقی نمی‌ کند کجا باشی ،

همه‌‌ ی شهرها

زشت و غم‌ انگیزند

به‌ وقتِ دلتنگی!

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

نمیدانی چه دردی دارد..... 

وقتی حالم در واژه ها هم؛

نمی گنجد...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ٥:٠۱ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

تلخی تو نمی رنجاندم

گرانترین شکلات های دنیا هم تلخند ...

 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

خانه را بیخیال...

شانه ی دوست کجاست؟!...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

دلم می خواهد

پیرزنی شوم؛

آلزایمر بگیرم؛

زنگ بزنم؛

انگار

پسرم هستی

بگویم:

چقدر

دلم

برایت تنگ است...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ٤:۱٤ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

گلها

شناسنامه ندارند

شناسنامه ی گلها را

به نام دخترها زده اند…!

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ٤:٠۸ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

هر صبح

که چشم باز می کنم

نیستی...

تو پای بودنت همیشه لنگ می زند؛

و من پای رفتنم.

عزیز جانم؛

برگرد!

من برایت

دل قربانی کرده ام!

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ۳:٥۳ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

آبی که از سرم گذشت

همه چیز را برد

حتی خیالت را …

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

می‌خواهی

من را

به بی‌خبری از خودت

عادت بدهی ؟

من

به بی‌خبری از تو

عادت نمی‌کنم ...

به نبودنت عادت نمی‌کنم ...

به بودنت عادت نمی‌کنم...

من،

فقط می‌توانم

عاشق بشوم.

که شده‌ام...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢۸ ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

“گلم”

که صدایت می کنم

شمعدانی

چه اخمی می کند!

مانده ام “جانم” را

چقدر آهسته بگویمت

که هم تو بشنوی

و هم آب از دل هیچ گنجشکی

تکان نخورد.

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٢٧ ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

قند خون مادر بالاست .

دلش اما همیشه شور می زند برای ما ؛

اشک‌های مادر , مروارید شده است در صدف چشمانش ؛

دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مروارید!

حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد!

دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش .

 

کاش مرکز اهدای جوانی هم بود...

آنگاه تمام جوانی ام را اهدا می کردم

به آن زنی که تمام جوانی اش را پای من گذاشت...


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/۱۱ ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

فاطمه را از آن رو فاطمه گفته اند که مردم از شناخت او عاجزند.

مادرم، سالروز ولادتت بر شیعیانت مبارک...

 


 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/۱۱ ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

کاش

هنگام تحویل سال

کسی تو را

تحویل من می داد ..

 

 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()
من صبح روز آخر اسفند ماهم

تا تو زمستانم ولی با تو بهارم...
 
 
 

برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()
هر کجا که می روی

سال تازه می شود

تقویم دنیا را به هم زده ای ...
 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

خبرت هست که جان مست شد از جام بهار ؟

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

چشم‌انتظار آن بهارم

که با تقویم

از راه نمی‌آید..

و با تقویم؛

راه نمی‌آید...

چشم انتظار آن بهارم

که با …

آه! نمی‌آید.

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

و در ایـن شهـــر دختــری بــود کـه موهــایش را از تــه زد !

مـوهـایــش را ...

بـا عطــر دستانــی کــه بینشــان مانــده بــــــود ...

 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

گاهی خوابت را می‌بینم...

بی‌صدا؛

بی‌تصویر

مثلِ ماهی در آب‌های تاریک...

که لب می‌زند و

معلوم نیست

حباب‌ها کلمه‌اند

یا بوسه‌هایی از دلتنگی...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

و تو هم روزی پیر می شوی

اما من؛

پیرتر از این نخواهم شد...

در لحظه ای از عمرم متوقف شدم

منتظرم بیایی...

و از برابر من بگذری؛

زیبا ، پیر شده

آراسته به نوری

که از تاریکی من دریغ کرده ای...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

عشق را بی خیال.!

دوست دارم؛

لابه لای موهای بلوندت

بمیرم...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/٤ ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

باید

خودم را

بگذارم کنارِ خودم...

و پیاده‌رو را

تا آخرین سنگفرش

شانه به شانه راه برویم...

غروبی آرام...

برای یک تنهایی دونفره...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/۳ ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط نازنین نظرات ()

بخوابیم با مهر

به خواب هم پا بگذاریم...

رویاها و کابوس های یکدیگر را

ببینیم با هم

از آن پس

دیگر

هرگز بیدار نخواهم شد...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/۳ ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط نازنین نظرات ()

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺑﺎﯾﺪ یه ﻧﻘﻄﻪ ﺑﺬﺍﺭﯼ

ﺑﺎﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ

ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻨﺪﯼ

ﺑﺎﺯ ﺑﺠﻨﮕﯽ

ﺑﺎﺯ ﺑﯿﻔﺘﯽ ﻭ ﻣﺤﮑﻤﺘﺮ ﭘﺎﺷﯽ

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻠﺨﯽ ﻫﺎ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﮕﯽ:

ﻣﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﯾﻦ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/۳ ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط نازنین نظرات ()

نمی توان سینه ای را شکافت...

و دید

تا چه اندازه درد

در انسان ته نشین شده است

باید ضربه را خورد،

باید دور شد و رفت

زخم های امسال

اصابت دردهایی ست

که دو سال پیش خورده ایم...

 



برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٥/۱/۳ ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط نازنین نظرات ()

ودیگر زینب؛آن دختر چهار ساله

شانه بدست، روبروی مادرنیست...!

اصلا مادرنیست !...

***

غصه بابا...

غصه حیدر ...

غصه حسن ...

غصه حسین ...

غصه زینب ...

غصه محسن ...

منم شدم غصه ای، روی غصه های مادر  ...

شرمنده ام مادر

که هر چه می کشی از ما میکشی و

ما هرچه میکشیم

از در میکشیم...

 

 

در با مادر هم قافیه شد

 کوچه با کوفه...  و آه با چاه

 علی اما .... قافیه را باخت،

 "بعد از فاطـــمه"


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٤/۱٢/٢٤ ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

حالا دیگر فرزند کوچک من هم میداند که

مهدیه، اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان...

اما من منتظر میمانم و میدانم روزی

مهدیه، اسم زمان خواهد شد و فاطمیه اسم مکان...

 

اللهم عجّل لولیک الفرج

 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٤/۱٢/٢٤ ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()

فاطمیه که شروع می شود دل برای "فاطمه" می گیرد

تمام که می شود برای "علی"...


 

لـعـن الله قـاتـلیـک و ظـالـمـیـک یـا فـاطـمـة الـزهـرا...

آغاز دهه سوم از ایام فاطمیه تسلیت...


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٤/۱٢/۱٥ ساعت ٤:۳٥ ‎ق.ظ توسط نازنین نظرات ()